نویسنده و اقتدار

در سرود نخست از جهنم، دانته خطاب به ویرژیل می‌گوید Tu se' lo mio maestro e 'l mio autore در ترجمه‌ی شجاع‌الدین شفا می‌خوانیم: «تو استاد من و نویسنده‌ی برگزیده‌ی من هستی» auctor و auctoritas در زبان لاتین از ریشه‌ی augeo به معنای «افزایش، بزرگ کردن و تقویت» مشتق می‌شوند. از همین ریشه واژگان دیگری نیز … Continue reading نویسنده و اقتدار

پیرامون یک مرگ

پل آستر «اختراع انزوا» را با روایتی از مرگ پدرش می‌آغازد. از تلفنی که صبح‌گاه یک‌شنبه زنگ می‌زند و راوی از همان لحظه‌ی شنیدن زنگ تلفن مطمئن است که تماس تلفنی در آن هنگام فقط می‌تواند حامل خبر بدی باشد. هوای پاییز رند است. آفتابی ولی سرد، چهره‌ای تابستانی و ذاتی زمستانی. این جمله شاید … Continue reading پیرامون یک مرگ

kommunia

This is my third blog. The other two ones are long gone, as if they never existed. The first one, called One Way Street, happened to be the victim of an urban development; it was, therefore, converted to be be a part of a , now, enormous motorway. The second one, The Fourth Estate, felt … Continue reading kommunia