گزارش یک قتل

‏ساعت ۶:۱۰ بعدازظهر اول نوامبر است. از کافه بیرون می‌آید و با سرجو چیتتی خداحافظی می‌کند. مثل همیشه ریزوتتو و شراب سفید خورده‌اند. سرجو می‌پرسد: «تنها آخه؟» میگوید: «آره، پینو منتظرمه. می‌دونی که خیلی دوست نداره با هم دیده بشیم.» سرجو می‌پرسد: «چقدر از پینو خاطرت جمعه؟» جواب می‌دهد: «معصومه.»سوار آلفارومئو طلایی می‌شود و به سمت … Continue reading گزارش یک قتل

ترانه‌ی پاسبانان-فدریکو گارسیا لورکا

سروده به سال ۱۹۲۸ عده‌ای بر این باورند که این شعر همانیست که فدریکو گارسیا لورکا را پیش آتش جوخه‌های فرانکو قرار داد. اسبان سیه‌چرده‌اند. نعلان سیاه‌اند. بر شنل‌هایشان لک‌های رنگ و موم می‌درخشند. جمجمه‌هایی از سرب دارند، زینسان نمی‌گریند. با ارواحی جلاییده از راه می‌رسند. خموده و شبانه آنجا که می‌رسند، فرمان به رزین … Continue reading ترانه‌ی پاسبانان-فدریکو گارسیا لورکا

صلیب

همزمان با اشغال سرزمین اسراییل توسط امپراتوری روم، پسر جوانی که شاگرد چیره دست یک دکان نجاری در ناصره بود به جرم اینکه نامزدش پیش از ازدواجشان باردار استْ از کار اخراج می‌شود. پسر جوان نزد یکی از تجار شهر می‌رود و به ازای سودی هنگفت مبلغی پول قرض می‌کند تا بتواند ابزارآلات نجاری بخرد … Continue reading صلیب